تبليغاتX
سقف بلند - تأملاتی در تاریخ علم و فلسفه
چیست این سقف بلند ساده بسیار نقش / زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست

این خبر رو خواستم توی تبیان بذارم ولی بهم گفتن این مطلب ربطی به نجوم نداره به همین دلیل می ذارمش توی وبلاگ خودم:

واتیکان اجازه داد که مسیحیان به موجودات فضایی معتقد باشند!

سرپرست رصدخانه ی واتیکان گفت که وجود حیات هوشمند در سیاره ای دیگر احتمال دارد. و از آنجایی که آنها بخشی از خلقت خداوند هستند، وجود آنها مخالف ایمان کاتولیک نیست.

در مصاحبه ای که اخیرا با وی (Jose Gabriel Funes) انجام شده است، به مسائلی مانند انفجار بزرگ نیز اشاره شده است:

 

سوال: آیا نظریه ی انفجار بزرگ با اعتقاد برخواسته از کتاب مقدس همخوان است یا مخالف؟

جواب: به عنوان یک منجم، من با قبول این نظریه همچنان ایمان به خدا را حفظ می کنم و معتقدم که خداوند خالق جهان است و ما زائیده ی شانس نیستیم، بلکه فرزندان یک خداوند خوب هستیم...کتاب مقدس در واقع یک کتاب علمی نیست، بلکه کتابی است از سوی خدا که به سوی ما انسانها نازل شده است.... ما نمی توانیم از آن توقع جوابهای علمی داشته باشیم .... نظریه ی انفجار بزرگ در حال حاضر بهترین تئوری برای توضیح منشأ عالم است که با ایمان تضادی ندارد.

سوال: ولی ما در کتاب مقدس، سفر پیدایش می خوانیم که درباره ی زمین، حیوانات، مرد و زن مطالبی نوشته شده است. آیا امکان دارد که جهانها یا موجودات زنده ی دیگری نیز در جهان وجود داشته باشند؟

جواب: من فکرمی کنم امکان دارد. ستاره شناسان معتقدند که عالم شامل صدها میلیارد کهکشان است، که هر کدام از آنها صدها میلیارد ستاره دارد. بسیاری از آن ستارگان، و شاید همه ی آنها، می توانند دارای سیاراتی در اطراف خود باشند. ما چطور می توانیم تشکیل حیات را در جایی دیگر از جهان ناممکن بدانیم؟ اخترزیست شناسی شاخه ای از اخترشناسی است که این موضوع را مطالعه می کند، و در این سالهای اخیر بسیار پیشرفت نموده است. زمانی که ما طیف ستارگان و سیارات را آزمایش می کنیم، می توانیم به سرعت عناصری از اتمسفر آنها را تشخیص دهیم. بدین وسیله می توانیم بفهمیم که آیا شرایط لازم برای تشکیل حیات در آنجا وجود دارد یا نه. البته از نظر تئوری ممکن است ارگانیزم های حیاتی بدون اکسیژن یا هیدروژن هم وجود داشته باشند.

سؤال: آیا شما وجود موجوداتی مثل ما یا هوشمندتر و تکامل یافته تر از ما را هم قبول دارید؟

جواب: ممکن است. به هرحال ما هیچ اثباتی برای این موضوع نداریم ولی در جهانی بدین عظمت هیچ چیز غیر ممکن نیست.

سؤال: وآیا این موضوع برخلاف ایمان ما نیست؟

جواب: فکر نمی کنم. همانطور که روی زمین چنین مخلوقاتی شکل گرفته اند، موجودات هوشمند دیگری نیز ممکن است موجودباشند. موجوداتی که توسط خداوند خلق شده اند. این موضوع برخلاف ایمان ما نیست، زیرا ما نمی توانیم برای خدا محدودیت قائل شویم....

 

مخالفت کلیسای واتیکان با علوم از زمانهای گذشته معروف و مشهور است. از مشکلاتی که واتیکان با گالیله و کپرنیک داشت، گرفته تا مخالفتهای اخیرش با نظریه ی تکامل و...

ولی گویا واتیکان آهسته آهسته سعی می کند تصویری بهتر از خود ارائه کند. تأسیس رصدخانه ای بزرگ و مجهز برای کلیسای واتیکان از اقدامات اثر بخش آن بشمار می رود.

منبع:

http://www.universetoday.com/

ترجمه و توضیحات:

ا.م.گمینی

 

مطلب مرتبط:

بازگشت گالیله به واتیکان!

 

نوشته شده توسط امیرمحمد در ساعت 11:42 | لینک  | 

نامه ای از دایی عزیزم از امریکای مرکزی درباره ی شبه علم رایج در آنجا:

Hi dear Brother 

 There are many things i  would like to talk about,,

   the subject is about  2012,,

It is not just because of Mayan calender,, also Nostradamus,, bible code,, some other people who had had mentioned about 21th century,, I Chin,,

The astronomers say that each 26000 years sun will pass the milky way center,,which is called dark rift,, you know about that more than me,,

Some say there is a super massive black hole,,
As you know i am not that much smart,, but i remember the day we were watching falling stars,, remember,,

What if around the dark rift there is massive dust of big stones and rock, just because the gravity of milky way Galaxy is stronger than the edge of itself,, so if sun and its solar are going to pass from that area, there will be giant disaster,, those big space rocks can pass from atmosphere and crush to the earth,,
IN bible ,, specially in revelation talks about falling stars,,

 A director who made the movie of the day after tomorrow,, is making a movie about 2012,,

IN the movie is the same images, which big stones are showering from sky and crashing to the earth cities or other area,, sound crazy,, but we never know about universe nature,,

The point of this email is that, to ask you ,if you have any access to the old Arabic hand script koran,, just to read if there are any prophecy about 2012,,or 21th century,, i am sure there are some Mideast old books talk about that, especially a guy who invented the OSTORLAB,,

The int resting is that Nostradamus has his own small device to look at the sky,in dark rift,, of course they had no idea about dark rift, and milky way galexy,, but the people and te soceity whom has been investigating on entire his books,, are talikng about that on history channel,,

So i became very intrested to ask you whenever you have time to study about a guy who invented the OSTORLAB,,

I am hoping that you get enough from this email,, what i am talikg about,,,,

جواب:

hi drear dear Brother

really intresting for me!!!

you know i study history of science which is a branch of Scienceology(elm shenasi).

in fact i really love to know the science and its history more, specially astronomy.

it is intersting about how scientific theories GOES AMONG THE PEOPLE AND GHANGES A LOT!!!

(1 kalaq 40 kalaq!!!)

THERE IS NOTHING ABOUT passing the sun across galaxy center! the sun is orbiting aronund the milky way galaxy for 5 bilion years, and there is no problem.

I geuss this is the kalaq: the earth axis (Mehvare Zamin) rotates every 26000 years slowly. and there is no problem! this is a slowly rotation.

this rotation is like a Gyroscope (Ferfereh):


you can see a simulation of earth precession:

 

or read about it:

http://csep10.phys.utk.edu/astr161/lect/time/precession.html

 

there are lots of stories about these wrong things! some scientific facts go among people and mix with eachother!and changes.....

 

but about Qoranic verses about the end of the word:

the Quran and the prophet has said there is no body to know it except Allah. no body can predict the exact time of the end of the world, because it is in the God's knowledge.

 

may be intresting for you:

THERE ARE LOT OF PEOPLE IN THE HISTORY WHICH CLAIMED THEY KNOW THE END OF THE UNIVERSE! LOTS OF BOOKS AND ASTROLOGERS!!

but the time they said arrived and nothing has happend!! nothing!

 

the inviter of the astrolabe is a greek or a babylonian astrologer. but in science we donot believe in astrology.

 

be far from superstitions... my dear Daee!

Amir Mohammad with love

 

 

نوشته شده توسط امیرمحمد در ساعت 16:38 | لینک  | 

 

 زمینی که رویش زندگی می کنیم یک ذره غبار کوچک است که در فضای لایتناهی معلق افتاده است...

در 13 اکتبر 1994، ستاره شناس معروف کارل ساگان یک سخنرانی عمومی در دانشگاه کونرل ایراد کرد. در میان این سخنرانی وی این تصویر را نشان داد:

این نقطه، زمین است!

این تصویر در 1990 توسط وویجر1 زمانی که دیگر حدود 4 میلیارد مایل از زمین  فاصله  گرفته بود، تهیه شده است. در آن زمان وویجر مأموریت خود را به پایان برده بود و با زاویه ی 32 درجه از صفحه ی مدار سیارات، در حال خروج از منظومه ی شمسی بود. مرکز کنترل تصمیم گرفت که وویجر رویش را به سمت عقب برگرداند و از سیاراتی که ملاقات کرده بود، از آن فاصله دوباره عکس بگیرد. تصویری که وویجر از زمین تهیه کرد، یک نقطه ی بسیار کوچک بود که از یک پیکسل عکس هم ریزتر بود. از آنجایی که از آن فاصله زمین و خورشید بسیار نزدیک به هم بنظر می رسیدند، شعاع نور خورشید روی این تصویر تأثیر گذاشته است.

زمین
تصویر بزرگ شده: زمین یک نقطه

دکتر ساگان در حین نمایش این تصویر برای حضار صحبت کرد:

«ما موفق شده ایم چنین تصویری را از اعماق فضا بگیریم(تصویری که زمین را به صورت یک نقطه نشان می دهد.) دوباره به آن نقطه نگاه کن. آن آنجاست. آن مائیم. آنجا همه ی کسانی هستند که تو دوستشان داری، هرکسی که می شناسی، هر کسی که تا بحال اسمش رو شنیدی، هر انسانی که تا بحال بوده، هر کسی که زندگی کرده، مجموعه ی شادی ها و غم های ما، هزاران مذهب و ایدئولوژی و افکار مختلف، هر قوی و ضعیفی، هر خوب و بدی، هر شاه و رعیتی، هر زوج عاشقی، هر پدر و مادری، بچه ی امیدوار، کاشف و مخترع، هر معلم اخلاقی، هر سیاست مدار فاسدی، هر هنر پیشه و رهبر عالی قدری، هر مقدس و گناهکاری در تاریخ از گونه ی انسانی ما روی یه ذره خاک، که در جلوی نور خورشید معلق افتاده است... »

 

اگر پیشرفت علم ما را به سوی بصیرت و فهم عمیق تر نسبت به خودمان و دیگر انسانها و تمامی عالم و شناخت بهتری از خالقمان ببرد، می توان گفت فایده ای اصیل از این تحقیقات علمی عاید بشریت شده است. انسان خاکی هرچه بیشتر فقر و بیچیزی خود را در روی غباری بی اهمیت می بیند، و خضوعش در برابر خالق تمامی عظمتها بیشتر می شود. ولی گویا با پیشرفت علوم و تکنولوژی انسان جز بر غرورش نمی افزاید: «... فما یَزیدُهم الّا طُغیاناً کبیراً» (إسراء 60)

 

منبع:

http://www.bigskyastroclub.org/

برای بزرگتر دیدن تصاویر به همین مطلب که در تبیان گذاشتم، مراجعه کنید:

  • این نقطه، زمین است!
  • در 13 اکتبر 1994، ستاره شناس معروف کارل ساگان یک سخنرانی عمومی در دانشگاه کونرل ایراد کرد. در میان این سخنرانی وی این تصویر را نشان داد:
نوشته شده توسط امیرمحمد در ساعت 13:16 | لینک  | 

 

بحث بر سر سیاره بودن یا سیاره نبودن پلوتو در این یکی دو ساله هنوز بر سر زبانهاست. پلوتو تنها سیاره ای بود که یک امریکایی کشف کرده بود، پس با خارج شدن آن از لیست سیارات دیگر هیچ امریکایی کاشف هیچ سیاره ای نیست!! به همین دلیل اینقدر سر و صدا راه انداختند. من خودم طرفدار سیاره نبودن پلوتو هستم. چون اگه بخوایم اونو سیاره بدونیم اونوقت باید یکی دو جین تیکه سنگهای بزرگتر از پلوتو رو که همان اطراف لبه های منظومه ی شمسی پرسه می زنن رو هم سیاره بدونیم. از طرف دیگه اینطوری روی آمریکایی ها هم کم می شه!

یک نفر یه سایت راه انداخته و توی اون برای پلوتو رای گیری می کنه: وقتی می ری توی سایت فقط دو تا گزینه داره: پلوتو سیاره است - پلوتو سیاره نیست (توی مطلب به پلوتو کمک کنید معرفی شده.)

تا حالا ۲۰۰۰۰ نفر رای به سیاره بودن و ۴۵۰۰ نفر رای به نبودن دادن. شما هم برید و با رای به سیاره نبودن پلوتو مشت محکمی بر دهان استکبار جهانی بزنید!!

چهار تا مطلب جالب توی تبیان گذاشتم برید سر بزنید:

  • پلوتو: تنزل درجه از سیاره به سیاره ی کوتوله (1)
  • معيارهاي يک سياره چيست؟ انجمن بين المللي نجوم يک بار در سال ٢٠٠١ تعريفي براي سياره ارائه داد و بار ديگر در سال ٢٠٠٣ آن را اصلاح کرد و سرانجام در ٢٤ آگوست ٢٠٠٦ به فکر تعريف ديگري افتاد. انجمن

  • خلع لباس پلوتو (2)
  • اتحادیه بین المللی ستاره شناسان در اجلاس خود در پراگ، پایتخت جمهوری چک، پس از یک هفته جلسات طولانی، در سال 2006 تصمیم گرفتند که پلوتو را در یک دسته کاملا جدید طبقه بندی کنند و آن را به عنوان جرم متفاوت از هشت سیاره دیگر تعریف کنند.
  • به پلوتو کمک کنید!!
  • نظر شما چیست؟ آیا می توان به پلوتو لقب سیاره را داد؟ می توانید سری به این سایت بزنید و نظر خود را اعلام کنید

نوشته شده توسط امیرمحمد در ساعت 8:5 | لینک  | 

 

این یک اتفاق فوق العاده است! تازه ۱۶ ساله که کلیسا پذیرفته که درباره ی محکوم کردن گالیله اشتباه می کرده. حالا می خواد یه مجسمه هم ازش بسازه! خبرش رو تو تبیان گذاشتم.

  • بازگشت گالیله به واتیکان!
  • 4 قرن بعد از اینکه گالیلئو گالیله توسط کلیسای کاتولیک برای جواب به اتهامات به رم فراخوانده شد، سال آینده تندیسی از وی در واتیکان پرده برداری خواهد شد.
نوشته شده توسط امیرمحمد در ساعت 21:47 | لینک  | 

 

«ابزارآلات رصدخانه ی مراغه»

۴ سال پیش با همکاری یکی از دوستانم به نام مهرداد مزداپور، تعدادی ماکت از ابزارآلاتی که در رصدخانه ی مراغه توسط خواجه نصیر الدین طوسی و همکاران ساخته و استفاده می شد، درست کردیم.

این کار رو از روی کتابی به نام ابزار آلات رصدخانه ی مراغه که توسط مؤیدالدین عُرضی نوشته شده بود، انجام دادیم. نتیجه ی کار بسیار جالب و آموزنده بود.

این ماکتها رو در نمایشگاههای مختلفی به نمایش درآوردیم و مطالب زیادی راجع به روش رصد بوسیله ی این ابزار آلات در رصدخانه ی مراغه به بازدید کنندگان منتقل کردیم. این کار باعث توجه و اشتیاق بازدید کنندگان به تاریخ نجوم باستانی، بخصوص نجوم دوره ی اسلامی می شد.

اخیرا به بهانه ی سالگرد بزرگداشت خواجه نصیرالدین طوسی در هفته ی اول اسفند، مقاله ای مختصر در تبیان قرار دادم. این مقاله حاوی توضیحات بسیار کوتاهی از این ابزار آلات به همراه تصاویرشان است. قصد دارم در آینده هر کدام از این ابزار آلات رو با تفصیل بیشتری، با مقالات متعدد برای هر کدام، بیشتر معرفی کنم.

نوشته شده توسط امیرمحمد در ساعت 14:18 | لینک  | 

به مناسبت سالگرد ۵۳۵اُمین تولد کپرنیک، یک مقاله از ترکیب چند مقاله به همراه نکات اضافی خودم و تصحیحات توی تبیان گذاشتم. بعد رفتم مقاله ی پر غلط غولوت ویکیپدیای فارسی رو که از روی کتاب رونان نوشته بود، درست کردم! من تو مقاله اشاره ای به غلطهای وحشتناکی که درباره ی کپرنیک متأسفانه بسیار رایج است، کرده ام. به لینک زیر نگاهی بیاندازید.

فکر کنم روح کپرنیک حالا احساس آرامش بیشتری بکنه!!

 سالروز تولد کپرنیک؛ مبدع نظریه ی خورشید مرکزی

  • روز سه شنبه 30 بهمن ماه مصادف با 19 فوریه سالروز تولد منجم بزرگ لهستانی، نیکولاس کپرنیک است. وی در سال 1473 متولد شد و در 29 می 1543 بدرود حیات گفت.
نوشته شده توسط امیرمحمد در ساعت 17:50 | لینک  | 

 

وضعیت رؤیت پذیری هلال ماه شوال امسال

 

 

 

باز ماه رمضان شد و مسأله ی رؤیت هلال ماه شوال و عید فطر نُقل هر مجلسی است.

چندین قرن است که منجمین در طول تاریخ، با فعالیت های رصدی و محاسباتی سعی در ارائه ی ضابطه ای داشته اند که بتوانند رؤیت پذیری هلال ماه را پیش بینی کنند. مدل ها و روشهای هلال ماه از زمان بابل باستان شکل گرفتند. ولی در دوره ی اسلامی با دقت و قوت بیشتری به راه خود ادامه دادند.

اکنون با پیشرفتهای چشمگیری که در تمامی علوم مخصوص نجوم صورت گرفته است، ارائه ی این ضابطه ها با دقت بسیار بیشتری امکان پذیر شده است. ولی آنچه باید بدان توجه نمود این است که مدار ماه و شاخصه های رؤیت پذیری به اندازه ای پیچیده و گوناگون است که همچنان در بعضی موارد پیش بینی رؤیت پذیری هلال با قطعیت ممکن نیست.

به هر حال هلال ماه شوال امسال از آن هلال هایی است که راحت تر می توان راجع به آن حکم کرد.

طبق محاسبات منجمین و با استفاده از معیارهای مختلف پیش بینیِ رؤیت پذیری، این هلال  در شامگاه پنج شنبه 29 رمضان، 19 مهر ماه از هیچ نقطه ای از ایران قابل رؤیت نیست. نه تنها در ایران بلکه در کشورهای اروپایی و افریقایی و خلاصه در نیم کره ی شمالی رؤیت آن امکان ندارد. علت اینکه با این قطعیت می توانیم راجع به هلال شوال امسال حکم کنیم این است که این هلال قبل غروب خورشید غروب می کند! در نتیجه اساساً هلالی بعد از غروب خورشید وجود ندارد که بخواهیم رؤیت کنیم. نقشه ی زیر را، از سایت پروژه ی رؤیت هلالهای اسلامی برداشته شده ام، که توسط نرم افزاری طبق معیار آقای محمد عُده محاسبه و طراحی شده است. (برای کیفیت بهتر تصاویر به لینک آخر مقاله مراجعه کنید)

 

هلال ماه در پنج شنبه غروب

 

در این تصویر رنگ قرمز نشان دهنده ی عدم امکان رؤیت به هیچ وجه می باشد. رنگ سفید غیر قابل رؤیت، رنگ آبی رؤیت با چشم مسلح، رنگ صورتی رؤیت با چشم غیر مسلح و رنگ سبز مربوط به امکان رؤیت هلال به آسانی می باشد. همانطور که در تصویر دیده می شود، تنها از امریکای جنوبی در نیم کره ی جنوبی،  آن هم با تلسکوپ می توان این هلال را رؤیت کرد.

پس امکان رؤیت این هلال در ایران چه با چشم غیر مسلح و چه با تلسکوپ  منتفی است.  و جمعه 20 مهر ماه نمی تواند عید فطر باشد. البته اعلام قطعی این موضوع با مراجع ذی صلاح می باشد.

هلال ماه شوال امسال در موقعیت بسیار بدی قرار گرفته است، به صورتی که در شب بعد یعنی جمعه غروب هم در ایران با چشم غیر مسلح قابل رؤیت نمی باشد. ولی در کشور های جنوبی ایران و در نیمه ی جنوبی عربستان و تمام بخشهای صورتی رنگ و در قسمت غرب افریقا می توان هلال را با چشم غیر مسلح مشاهده نمود.

 

جمعه غروب

 

ولی از آنجایی که ایران در بخش آبی رنگ قرار گرفته است و همچنین رصدگران ماهر هلال ماه در کشور ما کم نیستند،  احتمالاً هلال را با تلسکوپ رصد خواهند کرد و می توان امیدوار بود که هلال ماه در جمعه غروب دیده شود، و شنبه 21 مهر ماه عید فطر اعلام گردد!

البته افرادی که مراجع تقلید ایشان به رؤیت با تلسکوپ معتقد نیستند، تکلیفشان شاید متفاوت باشد.

 

برای اطلاعات بیشتر به سایت مربوطه مراجعه کنید!

 

نوشته شده توسط امیرمحمد در ساعت 12:8 | لینک  | 

 

نکاتی در تاریخ نگاری نجوم

 

در یکی از شماره های اخیر مجله ی نجوم  (تیر 86 – ش 172 – ص39) مقاله ای کوتاه در یک کادر نیم صفحه ای به معرفی یکی از مشاهیر نجومی یونان به نام ابرخس (هیپارخوس) اختصاص داده شده بود. نویسنده پس از ارائه ی دستاوردهای مهم نجومی ابرخس می نویسد:

عجیب است که ابرخس با چنین دانشی چطور نظریه ی زمین مرکزی را قبول داشت...

 

در این رابطه چند نکته جای توجه دارد:

1-      آنچه بیشتر باعث تعجب من شده است، تعجب نویسنده از اعتقاد ابرخس به مدل زمین مرکزی است. در واقع اگر ابرخس به نظام خورشید مرکزی معتقد بود جای تعجب داشت! چرا که در دانش نجومیِ آن عصر هیچ شاهد مستقیمی برای پذیرش این نظریه وجود ندارد، و اعتقاد یک دانشمند به نظریه ای که شاهد مؤیدی برای آن نبوده است، جای تعجب دارد.

 

2-      برعکسِ بعضی از علاقمندان به تاریخ علوم، مورخین علم کمتر علاقه ای به نقد و ایرادگیری از دانشمندان علوم باستانی ندارند و حتی این چنین نگاهی که علم امروز را محور و اصل برای نگاه به علوم گذشته می پندارد، را مضر می دانند. بلکه توجه ایشان به درک و فهم دقیق نظریات علمی گذشتگان و همچنین تعلیل و تبیین آنهاست. بنابراین اینکه ما هر دانشمند باستانی  را با نظریات علمی امروز بسنجیم، بدون اینکه دلایل و مبادی علمی ای که او را به نظریاتش رهنمون بوده است را در نظر بگیریم، نشانه ی نگاه غیر علمی به تاریخ علوم باستانی است.

 

3-      حتی اگر در خود علاقه ای به تحسین و تقبیح دانشمندان باستانی احساس می کنیم و نمی توانیم در برابر این وسوسه مقاومت کنیم، بسی سودمندتر است که ملاک خود را برای قضاوت درباره ی ایشان تغییر دهیم: دانشمندی که نظریات علمی خود را بر روی شواهد و مدارک مورد قبول در زمانش یا مبانی ابداعی خودش قرار می دهد بسیار بیشتر شایسته ی ستایش است، تا کسی که به دلایلی نامعلوم و با مبانی ای شبه اسطوره ای به نظریه ای خاص معتقد است، حتی اگر نظریه ی او طبق علم امروز اتفاقاً درست باشد. البته تقبیح یک دانشمند باستانی حتی با ملاک درست احتیاط بسیاری می طلبد، چرا که فهم سطح دقیق دانش و معرفت در روزگار وی نیاز به آشنایی کامل با محیط علمی آن عصر دارد.

 

4-      اعتقاد عمومی به نظریه ی زمین مرکزی و قبول آن بر طبق شواهد درست و قانع کننده ی علمی نیازمند گذر سالیان بسیار و تکامل تدریجی و نقدها و بحث های گسترده بوده است. در واقع نسبت دادن چنین انقلاب بزرگ علمی به نبوغ یکی دو نفر، دور از روش دقیق و تحلیل مورخین حقیقی علم است. امروزه با پژوهشهای مهمی که در زمینه ی تاریخ نجوم دوره ی اسلامی انجام گرفته است، آغاز تحول در شک و تردید در نظام بطلمیوسی را باید با شروع نگارش کتاب الشکوک علی بطلمیوس ابن هیثم (قرن 5 هجری) و کتب مشابه دیگر هم زمان دانست. (البته حتی پیش از او نقد جنبه های خاصی از نظام بطلمیوسی توسط افرادی مانند ابن قره و بتانی انجام گرفته بود.) با نگارش الشکوک و نقد جنبه های اساسی تر و تناقضات فیزیکی این مدل، سنت نقادی بطلمیوس به دو مکتب مهم مراغه و اندلس تقسیم گردید. در مکتب مراغه(قرون 7 و 8 هجری)، این سنت نقادی به ارائه ی مدلهای نجومی جدیدی انجامید که شامل تناقشات و اشکالات نظام بطلمیوسی نبود. از بزرگان این مکتب می توان به خواجه نصیر، مؤید الدین عرضی، قطب الدین شیرازی اشاره نمود. در نهایت ابن شاطر درکتاب الزیج الجدید  مدلهای پیشرفته تری را ارائه می کند: در این مدل نه تنها بعضی اشکالات رصدی بطلمیوس را رفع می کند بلکه مدلی ارائه می کند که دیگر از تناقضات فیزیکی مجسطی به دور است. تحقیقات اخیر از آشنایی کوپرنیک با سنت اسلامی نقد بطلمیوس خبر می دهد. در واقع می توان وی را میراث دار سنت اسلامی نقد بطلمیوس به شمار آورد، که در نهایت به جهت تمایلات خاص فلسفی وی به نظام خورشید مرکزی منتهی می شود. پس می بینیم که ایجاد یک تحول و انقلاب حقیقی علمی نیازمند کوشش ها و بحث های دامنه دار بزرگان بسیاری در طول تاریخ است. علم قدم به قدم و به آهستگی پیش می رود. پس نباید توقع داشته باشیم که هر چقدر یک منجم، عالم تر بود حتماً به حقائق نجوم امروزی ما باور داشته باشد!

 

5-      شاید این پرسش پیش بیاید که پس چگونه اصرار منجمین بزرگی، مثل آریستارخوس را می توان در آن عصر بر مرکزیت خورشید توجیه نمود. واقعیت این است که تمایلات فیثاغوری وی را باید یکی از عوامل مهم برای پذیرش این نظریه دانست. فیثاغوریان علاوه بر توجه و علاقه ی بسیارشان  به اعداد، همه ی سیارات از جمله زمین و خورشید را در حال گردش به دور آتش مرکزی می دانستند، که بعدها این باعث اصرار بر مرکزیت خورشید در عالم شد. شاید جالب باشد که تمایلات فلسفی و به ظن ما خرافی فیثاغوری روی ارائه ی مدل خورشید مرکزی تا این اندازه تأثیر داشته است.

ابن الشاطر 

 

6-      اگر بخواهیم از بعضی یافته های تاریخی نجوم متعجب شویم، می توانیم به عناصر فلسفی در تفکرات علمی کوپرنیک و کپلر اشاره کنیم. با آگاهی از دلایل فلسفیِ کوپرنیک و کپلر (و نه صرفاً نجومی)، برای ارائه و پذیرش مدل خورشید مرکزی، دچار تعجب بیشتری خواهیم شد! چرا که تعلق قوی تر کپلر به فرقه های فیثاغوری و خورشید پرست امروزه به خوبی شناخته شده است. وی پاره ای از خرافه های رسوا را  با روشهای دقیق علمی خویش بر آمیخته بود و حتی از آنها کسب انگیزه می کرد. یکی از این خرافه ها، بی تکلف، عبارت بود از خورشید پرستی! (برت، آرتور، مبانی مابعدالطبیعی علوم نوین)

 

7-      این حقایق را مقایسه کنید با بعضی افسانه هایی که گاه گاهی در بعضی نوشته جات درباره ی دلایل برتری نظام کوپرنیکی بر بطلمیوسی تکرار می شود: داستانهایی مانند اینکه نظام زمین مرکزی ساده تر و دارای افلاک تدویر کمتری بوده است، یا اینکه این نظام دارای شواهد رصدی بهتری بوده و با مشاهده بیشتر سازگار بوده است. برای توثیق بیشتر سخنم بخشی از کتاب علوم دقیق در عهد عتیق اثر مورخ بزرگ علم، نویگه باور، را نقل می کنم:

این باور همگانی که نظام خورشید مرکزی کپرنیکی به گونه ای چشم گیر نظام بطلمیوسی را ساده کرده است، به هیچ وجه حقیقت ندارد. ... مدلهای کپرنیکی مستلزم فلکهایی است که تعداد آنها بیش از دو برابر فلکهای نظام بطلمیوسی است، و از نظر ظرافت یا قابلیت انطباق، هرگز به پای مدل های بطلمیوسی نمی رسد. (تأکید از من است) – ص 268

 

8-      از طرف دیگر با اینکه مبادی فلسفی و مابعدالطبیعی در انتخاب و اصرار کوپرنیکیان بر نظریه ی خورشید مرکزی تأثیر داشته است، پذیرش این نظریه توسط جامعه ی علمی جهان، تنها بعد از ابداع نظام فیزیکی نیوتنی امکان پذیر شد. چرا که یک نظریه ی نجومی حتماً می بایستی در غالب کیهانشناسی و فیزیک هماهنگ با خودش قرار گیرد تا قابل دفاع باشد. در حالی که تا قبل از فیزیک نیوتنی، چنین نظام فیزیکی ای برای توجیه پدیده ها و تعلیل حرکات در نظریه ی خورشید مرکزی وجود نداشت، و فیزیک ارسطویی اساساً با آن در تضاد بود. در نتیجه پذیرش نظریه ی کوپرنیکی باعث معلق شدن تمام پدیده های توجیه پذیر در نظام ارسطویی می گردید، و هیچ عالِمی چنین وضعیتی را خوش نمی دارد!

بنابراین تحول تدریجی مدل زمین مرکزی به خورشید مرکزی در طول تاریخ گذراندن مراحل گوناگون و پیچیدگی های خاص خودش به سمت نظریات بهتر و قابل دفاع پیش می رفت. به نظر من اگر بخواهیم یک منجم باستانی را تحسین کنیم، باید دفاعیاتی را که او از نظریات قابل دفاع در زمانش انجام داده، بررسی کنیم، نه دفاعیاتش از نظریات غیر قابل دفاع در آن زمان حتی اگر به نظر علم امروز صحبح باشند.

آنچه در این نوشتار به تحلیل نقادانه ی آن دست زدم، در واقع بهانه ای بود برای تذکری کوتاه درباره ی کج راهه هایی که معمولاً در تاریخ علم و خصوصاً تاریخ نجوم دچار می شویم.

 

 

 

نوشته شده توسط امیرمحمد در ساعت 11:26 | لینک  | 

 تخته ی جغرافیا !

چرا زمین تخت است؟

بعد از آشنایی با انجمن زمین تخت، و عقاید عجیب ایشان، بد نیست نگاهی به براهینی که برای اثبات تخت بودن زمین ارائه می کنند داشته باشیم.

 

براهین غیر قابل انکار تخت بودن زمین:

برهان اول:

1-       واقعیت اتر: پس از اینکه ماهیت موجی نور آشکار گردید، دانشمندان به وجود ماده ای که محیط و بستر انتشار امواج نور را فراهم می آورد، پی بردند. در واقع هر موجی نیاز به یک محیط دارد، و اتر هم محیطی است که نور در آن سیر می کند. برای اینکه نور از خورشید به ما برسد باید تمام فضای بین خورشید تا زمین را بپماید، پس تمام این محیط از اتر پر شده است. در سال 1887 دو دانشمند امریکایی آزمایشی برای یافتن مستقیم اتر در فضا انجام دادند. آنها پیش بینی می کردند که چون زمین در حال حرکت از میان اتر است ، پس سرعت حرکت نور در جهت حرکت زمین بیشتر از عمود بر آن است. آزمایش دقیقی که آنها انجام دادند به هیچ نتیجه ای نرسید و تفاوت سرعت حرکت نور در محیط اتری به علت چرخش زمین را مشاهده ننمودند. ولی این آزمایشِ درست، آنها را به یک نتیجه ی نادرست هدایت کرد: ایشان گفتند پس اتر وجود ندارد! در حالی که حقیقت وجود اتر انکار ناپذیر است، زیرا هر موجی نیاز به محیط دارد. در واقع نتیجه ی درست از این آزمایش این بود که زمین همانطور که احساس می کنیم ساکن است و هیچ حرکتی ندارد. آنها بجای اینکه حرکت زمین را انکار کنند وجود اتر را انکا کردند! که اصلاً معقول نیست. این آزمایش نشان می دهد که زمین ساکن است و هیچ حرکتی ندارد.

 

برهان دوم:

1-      در مدل امروزی سیاره ی زمین تصور می شود که یک توپ سنگی کروی است که در میان فضا با سرعت صدها هزار کیلومتر در ساعت پرواز می کند. ولی چگونه امکان دارد که زمین این سرعت را برای میلیون ها سال حفظ کند، در حالی که تمام فضا از اتر پر شده است و با زمین اصطکاک دارد. در واقع انرژی حرکتی زمین توسط اتر گرفته می شود و برای ادامه ی حرکت نیاز به کسی دارد که آن را هل دهد.

2-      اگر بخواهیم قبول کنیم که زمین با آن سرعت وحشتناک به دور خورشید در حال چرخش است، باید مثل ماشینی که در حال پیچیدن می باشد همه ی اشیاء روی زمین به یک سو پرت شوند!  در طول روز که رو به خورشید است همه چیز به سمت درون فشرده می شود و در شبها همه ی درختها و ساختمان ها به سمت بیرون پرتاب شوند! و چون چنین چیزی را از نظر کاملاً تجربی مشاهده نمی کنیم پس زمین نمی تواند در یک مدار به دور خورشید بچرخد.

 

برهان سوم:

1-      تصور کنید اگر جهان گرد باشد و دو نفر یکی در قطب شمال ودیگری در قطب جنوب باشد، آنکه در قطب شمال است توسط نیروی ثقل به سمت پایین کشیده می شود، ولی آنکه در قطب جنوب است، توسط نیروی ثقل به پایین سقوط خواهد کرد.

2-      همچنین مثلاً اگر تعدادی سنگ روی یک توپ فوتبال قرار دهید تعدادی از آنها از لبه های توپ به پایین می افتند. و این نشان می دهد که اگر زمین هم گرد می بود، همه چیز از کناره های آن به سمت پایین سقوط می کرد.

 

برهان چهارم:

1-      تصور کنید، اگر یکی از ساکنین بالایی زمین برای دیدن دوست خود به بخش زیرین زمین کروی برود، چه اتفاقی می افتد؟! آن کسی که بالاست معتقد است که جهت پایین، پایین است. وآن کسی که در پایین زندگی می کند جهت پایین را بالا می داند!  در نتیجه هنگامی که با هم روبرو می شودند باید معکوس همدیگر باشند، و این محال است.

 

برهان پنجم:

1-       همانطور که می دانید آب حدود 75 درصد از سطح سیاره ی مارا گرفته است. همچنین تمام دورتادور آن توسط سیال دیگری به نام هوا فرا گرفته است. چطور می توان تصور کرد که این تریلیون ها تن آب و هوای اطراف زمین به سختی به سطح سیاره چسبیده باشند؟ از طرف دیگر نیروی گرانش چگونه می تواند این حجم عظیم از آب مایع را در این مدت طولانی اطراف خود نگه دارد؟

سقوط همه چیز!

2-       حتی اگر بپذیریم که «بار گرانشی» می تواند این کار را بکند، بازهم با مشکلاتی که شاخه ی دیگر علم فیزیک، یعنی ترمودینامیک برای ما ایجاد می کند، روبرو می شویم.

 

بسیار واضح است که دنیا ثابت است و در مرکز کیهان مستقر شده است. خورشید، سیارات و تمامی ستارگان به دور زمین گردش می کنند (البته نه ضرورتاً در مدارهای دایره ای).

نقشه ی زمین تخت

نقطه ی قطب شمال در وسط، موقعیت قاره ها، چرخش خورشید به دور قطب و دیواره ی بزرگ یخ در اطراف زمین طبق اعتقاد زمین تخت ها.

براهین

 

این از جمله دلایلی بود که زمین تخت ها برای اثبات ثبوت و تخت بودن زمین ارائه می کنند. البته جالب است که بعضی از آن دلایل شبیه همان دلایلی است که در برابر چرخش زمین در زمان گالیله توسط ریاضیدانان ارائه می شد.

مثلاً تصور کنید که اگر زمین با سرعت بسیار زیاد به دور خود می چرخید چقدر مسافرت کردن آسان می شد! همانطور که می دانید در منطقه ی استوایی، زمین در طول 24 ساعت 40 هزار کیلومتر می چرخد. پس سرعت چرخش زمین بیش از 1500 کیلومتر در ساعت است!! شما اصلاً نمی توانید این سرعت را تصور کنید. از طرف دیگر شما کافی بود که با پریدن بوسیله ی یک هلیکوپتر، تماس خود را با سطح زمین قطع کنید، در آن صورت زمین زیر پای شما خواهد چرخید و بعد از 12 ساعت شما به قاره ی امریکا می رسید!

 چه کسی می تواند این دلایل غیرقابل انکار را در اثبات نظریه ی زمین مرکزی و تخت بودن زمین جواب بدهد؟ !! بله اگر راست می گویید، جواب بدهید!

 

نوشته شده توسط امیرمحمد در ساعت 11:55 | لینک  |